خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





تردید

    این شعر می خواند مرا تا عاشق دریا شود

    یا با همین تک بیت هایم مست و بی پروا شود

     

    این عشق می خواند مرا از چشم های عاشقم...

    تا بلکه این دیوانگی با دست او امضا شود...

     

    این شهر می خواند مرا با یک بغل دلواپسی...

    شاید کسی از بی کسی حال مرا جویا شود...

     

    این عشق می داند که شرط عاشقی جان دادن است

    شاید که با شرطی چنین احساس او ارضا شود...

     

    هر روز می گویم که ای جانم فدای چشم تو...

    شاید که با این شیوه ام احساس من القا شود...

     

    هر بار می بیند مرا می ترسد از ابراز عشق

    انگار می ترسد بگوید عاشقم رسوا شود...

     

    این یار می داند که او را دوستش دارم ولی...

    تردید دارد تا ابد در قلب من ابقا شود...

     

     

     

    سعید خوشبخت

    اصلاحیه آذرماه ۹۴


    این مطلب تا کنون 20 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خواند ,
    تردید

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده